الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

617

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

4312 - عقلت را با تصميم گرفتن مهار كن 4313 - سزاوار 4314 - كفايت مىشوى 4315 - كراهت 4316 - اشراف 4317 - شردت تبعيد كردم 4318 - اشاره به كوفه و بصره است 4319 - آرام باش 4320 - بادى كه خاك و شن به همراه دارد 4321 - جمع « غور » غبار 4322 - صخره 4323 - آن را كوبيدم . 4324 - توانائى درك را از دست داده 4325 - ضعيف العقل 4326 - مال گمشده 4327 - سائمه حيوان چرنده 4328 - در قتلگاهها افتادند 4329 - جنك 4330 - سهل‌انگارى مكن 4331 - فريب - گول زدن 4332 - از شير گرفتن 4333 - چيز روشن 4334 - امور واضح 4335 - بدون فكر مردم را به كارى وادار كردن 4336 - دروغ 4337 - ادعا براى خودت 4338 - از تو بالاتر است 4339 - ابتزاز گرفتن 4340 - منع شده 4341 - اين جمله كنايه از بيعت است 4342 - اشتباه 4343 - اشكال و ايراد آن 4344 جلابيب چادر - مقنعه بلند 4345 - پوشانيد 4346 - گوناگون 4347 - صلح 4348 - افسانه‌هاى گذشتگان 4349 - نبافته است آن را 4350 - عقل 4351 - زمين سستى كه راه رفتن در آن مشكل است 4352 - گم كرده راه